مفطومه
لغت نامه دهخدا
( مفطومة ) مفطومة. [ م َ م َ ] ( ع ص ) مفطوم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به مفطوم شود.
جمله سازی با مفطومه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و از آن جهت كه آن حضرت مفطومه از هر شر و بدى و آراسته بهر خير و خوبى بوده(فاطمه ) ناميده شده است.