مغالطی
مترادفها
مغالطهگر، فریبکار
متضادها
منطقی، حقگو
لغت نامه دهخدا
مغالطی. [ م ُ ل َ / م ُل ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به مغالطه: قیاس مغالطی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مغالطه شود. || آنکه مغالطه کند. مغالطه کننده: بدانیم تا برهانی کدام است و جدلی کدام است و مغالطی کدام است. ( دانشنامه ص 108 ). و رجوع به مغالطه شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به مغالطه: [ بدانیم تا برهانی کدام است و جدلی کدام است و مغالطی کدام است... ] ( دانشنامه. منطق. ۱٠۸ )
جمله سازی با مغالطی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این مغالطه زمانی رخ میدهد که شخص استدلال معینی اقامه میکند و دربارهٔ موضوعی سخن میگوید و دیگری که از پیش با او خصومت داشته، به جای نقد با گفتن ناسزا دربارهٔ شخصیت وی، میکوشد با مخدوش کردن شخصیت او و منفور ساختن وی، استدلالش را باطل نماید. جنبه مغالطی توهین در آن است که اصل استدلال کنار نهاده شده و معیار دیگری برای نقد ادعا به کار گرفته شدهاست که منطقاً هیچ ارتباطی به ادعا ندارد: