مسیخ

لغت نامه دهخدا

مسیخ. [ م َ ] ( ع ص ) صورت برگردانیده. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). مسخ شده. ( ناظم الاطباء ). ممسوخ. || زشت خلقت و بی نمک. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ): رجل مسیخ؛ کسی که نمک ندارد. ( از اقرب الموارد ). مردی بی ملاحت. ( دهار ). بدهیئت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). قبیح. || سست. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ضعیف. ( اقرب الموارد ). || گول. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). احمق. ( اقرب الموارد ). || گوشت بی مزه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). طعام بی نمک. ( از اقرب الموارد ) ( دهار ). طعام بی مزه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ). بی مزه. ( غیاث ). میوه و فاکهه بی مزه. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ). طعام بی چاشنی. تَفِه. بی طعم. ویر. هرچه بی مزه باشد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
- مسیخ الطعم؛ تَفِه. بی مزه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
- مسیخ ملیخ؛ از اتباع، طعام و هر چیزی بی مزه. ( مهذب الاسماء ).
|| ناکس. ( مهذب الاسماء ). مرد دنی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با مسیخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاهین نجفی همواره مواضع سختی علیه مسیح علی‌نژاد و فعالان حقوق زنان داشته و ترانه مسیخ را علیه او اجرا کرده است. همچنین او ضمن «عامل بدبختی خواندن شعر» در همایش «هنر در تبعید» در پاریس، به خواننده و آهنگساز گروه کیوسک، آرش سبحانی، حملات تندی کرد. همچنین او به تعدادی از خوانندگان ساکن لس آنجلس نظیر لیلا فروهر، گوگوش، حسن شماعی‌زاده و… در ترانه‌ای به نام «مطربان وطن‌فروش» که به‌صورت بوتلگ ضبط شده بود؛ فحاشی کرد. وی بعدها در مصاحبه‌ای از این کار عذرخواهی کرد.