لغت نامه دهخدا
مرجمک. [ م َ ج ُ م َ ] ( اِ ) عدس. ( برهان قاطع ) ( از رشیدی ) ( انجمن آرا ). مرجومک. مرجو. دانچه. نسک. بُلسُن. ( یادداشت مؤلف ). مژو. ( فرهنگ فارسی معین ).
مرجمک. [ م َ ج ُ م َ ] ( اِ ) عدس. ( برهان قاطع ) ( از رشیدی ) ( انجمن آرا ). مرجومک. مرجو. دانچه. نسک. بُلسُن. ( یادداشت مؤلف ). مژو. ( فرهنگ فارسی معین ).
= عدس
( اسم ) عدس.
مرجمک (کلبجر). مرجمک ( ترکی آذربایجانی: Mərcimək ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آرتساخ است که در استان شاهومیان واقع شده است.
💡 و مرجمک است. واژه مرجمک هنوز در برخی از زبانهای ایرانی مرکزی و برخی گویشهای محلی فارسی زنده و رایج است و واژه نسک در فارسی دری و فارسی کلاسیک بودهاست (مازندرانی: مرجی)، همچنین این واژه به بیشتر زبانهای ترکی راه یافتهاست و در این زبانها نیز بکار میرود.