محکم عزیمت
مترادفها
مصمم، قاطع، استوار
متضادها
سست عزیمت
لغت نامه دهخدا
محکم عزیمت. [ م ُ ک َ ع َ م َ ] ( ص مرکب ) استوارعزم. که عزمی راسخ دارد. که عزم او دگرگون نشود. با عزم راسخ: محکم عزیمت بود در پیروی خدای رب العالمین. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 310 ).
فرهنگ فارسی
استوار عزم