محاسبه نفس از دیدگاه قران

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] محاسبه نفس از دیدگاه قرآن. یکی از موضوعاتی که در روایات بر آن بسیار تاکید گردیده و علمای اخلاق درباره اش بسیار بحث کرده اند، مساله « محاسبه نفس » است.
در این روایت نیز بر این مساله تاکید شده که هر کس باید از خود حساب بکشد و دست کم، در هر شبانه روز، یک بار خود را محاسبه کند. بهترین موقع برای این کار شب هاست که پیش از خواب، دست کم، چند دقیقه در رفتارمان تامل کنیم و ببینیم که آیا کارهایی که انجام داده ایم درست بوده است یا نه. اگر خطایی انجام داده ایم، به آن معترف باشیم و در صدد جبران آن برآییم.امام صادق علیه السّلام در این روایت به ابن جندب می فرمایند: «یا ابن جندب، حق علی کل مسلم یعرفنا ان یعرض عمله فی کل یوم و لیلة علی نفسه فیکون محاسب نفسه، فان رای حسنة استزاد منها و ان رای سیئة استغفر منها لئلا یخزی یوم القیمة»؛ ای پسر جندب، بر هر مسلمانی که ما را می شناسد، لازم است که در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه بدارد و از نفس خود حساب بکشد؛ اگر کار خوبی در آنها یافت، بر آن بیفزاید و اگر کار زشتی یافت، طلب بخشایش نماید تا در قیامت دچار رسوایی نگردد.
عامل وادار سازنده انسان به محاسبه
امام صادق علیه السّلام در این روایت، بر این نکته تاکید دارند که هر مسلمانی که ما را می شناسد، خود را به ما منتسب می کند و می خواهد برنامه زندگیش را از ما بگیرد، باید کارهای خود را وارسی کند. این از جمله ویژگی هایی است که خدای متعال به روح انسان عطا کرده که می تواند بر اعمال خود نظارت و مراقبت داشته باشد. این یکی از مسائلی است که بسیاری از فیلسوفان جهان در آن متحیر مانده اند. هر کس معمولا می تواند به جز خود نظر داشته باشد و به او بنگرد، اما اینکه بتواند به خودش هم نظر داشته باشد از ویژگی های مهم روح آدمی است. کسانی که درباره معرفت نفس مطالعاتی دارند، به خوبی به این واقعیت پی برده اند که انسان موجودی است که می تواند خود را تشویق کند، تنبیه نماید، توبیخ کند و.... اینکه این چه خصوصیتی است نیاز به بحثی مفصل دارد، اما گذشته از آن، یکی از الطاف خداوند است که به انسان مرحمت کرده است. بنابراین، مورد تاکید است که در هر شبانه روز، دست کم، یک بار اعمال خودرابررسی کند؛ ببیندآیا کار خوبی انجام داده است یا نه.
حسابرسی اعمال
طبق این روایت، انسان باید حسابرس اعمال خود باشد، اگر کار خوبی در اعمالش مشاهد کرد، توجه داشته باشد که لطفی از جانب خداست، از او توفیق بخواهد که آن کار را بیش تر انجام دهد. در روایات دیگری آمده است که در چنین حالتی، ابتدا خدا را شکر گزارد، سپس از او بخواهد که توفیق عنایت کند تا فردا کارهای بهتر و بیش تری انجام دهد. اگر هم لغزشی در اعمال خود مشاهده کرد، تدارک کند و پیش از همه، توبه نماید. البته گاهی توبه لوازمی دارد؛ مثلا، اگر عملی از او فوت شده، قضا نماید یا اگر حقی از کسی ضایع ساخته، ادا کند و یا چنانچه کار زشت دیگری انجام داده، آن را جبران نماید تا کارهای بد در روح او رسوخ نکند و در نهایت، در قیامت نیز رسوا نشود.
← هشدار
...

جمله سازی با محاسبه نفس از دیدگاه قران

💡 در باب محاسبه عمل، از اصول كافى روايتى از امام كاظم عليه السلامنقل شده است كه فرمود: كسى كه هر روز به محاسبه نفس مى پردازد، از ما نيست. (درصورتى كه محاسبه كند) اگر عمل نيكويى از او سر زده باشد؛ از خداوند طلب زيادىاش كند و اگر عمل نادرستى از او سرزده باشد، استغفار نموده، توبه كند.

💡 در روايت ديگر وارد است كه در حكمت آل داود نوشته است كه: لازم است برعاقل كه غافل نگردد از چهار ساعت: ساعتى كه با پروردگار خود مناجات بكند، و ساعتىكه محاسبه نفس خود بكند، و ساعتى كه صحبت بدارد با برادران مؤمنى كه عيبهاى او رابه او راست مى گويند، و ساعتى كه مشغول لذت نفس خود گردد در چيزى كهحلال و پسنديده باشد، و اين ساعت ياور اوست بر ساعتهاى ديگر (186).

💡 آيا چنين كسى همانند پاكدلانى است كه هميشه به محاسبه نفس خويش مشغولند...

💡 آرى، اگر انسان به محاسبه نفس خود نپردازد، آثار واقعى و تكوينى گناه از بين نمىرود و دلش را سياه و تيره مى كند؛ اما او توجهى ندارد. مانند كسى كه لباس سفيدىبپوشد و مرتب لكه هايى بر آن بنشيند و او چشم بر هم نهد و ننگرد كه لباسش كثيف وآلوده شده است. مسلما با زياد شدن لكه ها، آن لباس چنان آلوده و نفرت انگيز مى شودكه نفرت هر بيننده اى را بر مى انگيزد، اما انسان چون چشم بر هم نهاده،غافل و بى خبر است.

💡 يك ساعت به مناجات با خداى خود خلوت مى كنند و يك ساعت به محاسبه نفس خود مىپردازند، و يك ساعت نفس را با لذتهاى حلال نيكو وا مى گذارند.(548)

💡 زيارت، موسم توبه است و اصلا خود توبه. عاملى است براىتزكيه نفس، تصفيه روح و موعدى مناسب براى محاسبه نفس.عرضه خويشتن بر مولا است. سنجش اعمال با محك و معيار ولايت، براىمعرفت نفس، تا بدانى كه چند مرده حلاجى و تا چه ميزان به قله انسانكامل كه امام عليه السلام مصداق اعلاى ان است، نزديك گشته اى.