مثعب

لغت نامه دهخدا

مثعب. [م َ ع َ ] ( ع اِ ) ناودان و آبراهه. ج، مثاعب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مثعب. [ م ُ ع ِ ] ( ع ص ) آب روان شده از آبراهه و جز آن. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).

فرهنگ فارسی

آب روان شده از آبراهه

جمله سازی با مثعب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و در روايت ديگر به حوض نبى تفسير شده است كه حضرت امير عليه السلام فرمود: (فتناسوا فى لقائنا على الحوض فانا نذود عنه اعداء نا و نسقى منه احباء نا واولياء نا فمن شرب منه شربه لم يظما بعدها ابدا حوضنا فيه مثعبان (المثعب:مسيل الماء)

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز