متزکر

لغت نامه دهخدا

متزکر. [ م ُ ت َ زَک ْ ک ِ ] ( ع ص ) طفل نیکوحال. ( آنندراج ). کودک نیکوحال. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). || کسی که ترقی می کند و بختیار می شود. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). || پرشده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || شکم کودک پر شده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تزکر شود.

جمله سازی با متزکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مکس متزکر (انگلیسی: Max Metzker؛ زادهٔ ۸ مارس ۱۹۶۰) شناگر اهل استرالیا بود.