لغت نامه دهخدا
متزنر. [ م ُ ت َ زَن ْ ن ِ ] ( ع ص ) زنار بسته. || باریک و نازک. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || زیر کوفته. ( ناظم الاطباء ). کوفته. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تزنر شود.
متزنر. [ م ُ ت َ زَن ْ ن ِ ] ( ع ص ) زنار بسته. || باریک و نازک. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || زیر کوفته. ( ناظم الاطباء ). کوفته. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تزنر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این مرتبسازی به نام مخترعش، دونالد شِل که این الگوریتم را در سال 1995 منتشر کرد نامگذاری شدهاست. برخی کتابها و منابع قدیمی تر این الگوریتم را «شل- مِتزنِر» نیز نامیدهاند ولی طبق گفتهٔ خود مارلین متزنر (Marlene Metzner) «من هیچ کاری برای این الگوریتم انجام ندادم و اسم من هیچ وقت نباید به آن اضافه میشد» نام آن به شِل تغییر یافت.
💡 آنها تأثیر الاسدی را بهعنوان «برداشتن» دیوارههای دفاعی ضمیر فرد تعبیر کردند و شباهتی بین مراحل مرگ و تولد دوباره در کتاب تبتی مردگان و مراحل «مرگ» و «تولد دوباره» روانشناختی یافتند که لیری در طول تحقیقات خود شناسایی کرده بود. لیری، متزنر و آلپرت در مورد این مراحل گفتهاند: