ماجان
لغت نامه دهخدا
مأجان. ( اِخ ) نهری که از وسط مرو می گذشته است. ( از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
نهری که از وسط مرومی گذشته است
فرهنگ اسم ها
اسم: ماجان (دختر) (فارسی) (کهکشانی) (تلفظ: majan) (فارسی: ماجان) (انگلیسی: majan)
معنی: مانند ماه، معجن، ماهگان، نام قدیم رودی در اطراف شاهرود
جمله سازی با ماجان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لطیف سرباز اهری پاسگاه روستا، به ماجان (خواهر جلال) علاقه دارد و چون باجی (مادر جلال) لطیف را حین بردن شوهرش به زندان دیده، در مورد ازدواج این دو تغییر عقیده میدهد.
💡 لطیف که کتاب درسی جلال را در جنگل پیدا کرده، موضوع را به ماجان اطلاع میدهد.
💡 مائوریتسیو ماجانی (ایتالیایی: Maurizio Maggiani؛ زادهٔ ۱ اکتبر ۱۹۵۱) یک نویسنده اهل ایتالیا است. وی برنده جوایز ویارجیو (۱۹۹۵) و استراگا (۲۰۰۵) شدهاست.