لغت نامه دهخدا
لیس پرده. [ پ َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) ( در درشکه ) لیس. پرده چرمین درشکه و جز آن که بر روی پایها کشند حفظ از سرما یا برف و باران را.
لیس پرده. [ پ َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) ( در درشکه ) لیس. پرده چرمین درشکه و جز آن که بر روی پایها کشند حفظ از سرما یا برف و باران را.
لیس ٠ پرد. چرمین درشگه و جز آن که بر روی پایها کشند حفظ از سرما یا برف و باران را ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرده بردار تا عیان نگری لیس فی الدار غیره دیار