لغت نامه دهخدا
لعل پیازی. [ ل َ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از لعل کم رنگ. ( غیاث ).از انواع لعل. رجوع به لعل پیازکی شود:
اشکم از شوق توچون لعل پیازی وآنگهی
تو به طیبت مر مرا هر لحظه میگویی چو سیر.رضی الدین نیشابوری.
لعل پیازی. [ ل َ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از لعل کم رنگ. ( غیاث ).از انواع لعل. رجوع به لعل پیازکی شود:
اشکم از شوق توچون لعل پیازی وآنگهی
تو به طیبت مر مرا هر لحظه میگویی چو سیر.رضی الدین نیشابوری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازقبیل طلا، ابرک، تورمالین سیاه رنگ، رنگه، گارنیت سرخ، بریل، لعل پیازی، یخک…