لغت نامه دهخدا
لاقیدی. [ ق َ / ق ِ ] ( حامص مرکب ) بی قیدی. سهل انگاری. لاابالی گری.
لاقیدی. [ ق َ / ق ِ ] ( حامص مرکب ) بی قیدی. سهل انگاری. لاابالی گری.
بی قیدی، بی بندوباری.
بی قیدی. سهل انگاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آن زمان در لندن پایتخت یک کشور امپریالیستی زندگی سختی را میگذراند، چرا که برای مادرش سوگند یاد کرده بود از خوردن گوشت، الکل و لاقیدی جنسی احتراز کند. اگرچه تلاش میکرد آداب و سنن «انگلیسی» را بیاموزد ــ و مثلاً به کلاس آموزش رقص برود ــ ولی هرگز خود را به خوردن گوشت راضی نکرد، اما سیر کردن خود با کلم و گیاهان دیگر هم در آن کشور ساده نبود. زن صاحبخانه او را به یک رستوران خامخواری راهنمایی کرد.
💡 ستوان فردریک هنری آمریکایی، که بر اثر جوانی و لاقیدی و ذوق به ورزش در ارتش ایتالیا استخدام شدهاست، در میان آمبولانسهای خود و تالار ناهارخوری و شراب و زن زندگی بسیار مطبوعی دارد.