لغت نامه دهخدا
قیوان. [ ق َ ] ( اِخ ) موضعی است در صعده از بلاد خولان یمن. حارث بن عمرو خولانی درباره آن اشعاری دارد. ( از معجم البلدان ). شهری است در یمن مر خولان را. ( منتهی الارب ).
قیوان. [ ق َ ] ( اِخ ) موضعی است در صعده از بلاد خولان یمن. حارث بن عمرو خولانی درباره آن اشعاری دارد. ( از معجم البلدان ). شهری است در یمن مر خولان را. ( منتهی الارب ).
💡 مؤرخ:(الأکوع) مینویسد: قیوان یکی از مناطق نفوذ قبیلهٔ (بنی خولان) بودهاست، و در دوران گذشته بنام (نجد قیوان) خوانده میشدهاست. همچنین این روستا در دوران پیشین (دارُ قیوان) نیز نامیده میشدهاست. در این باب شاعر الحارث بن عمرو الخولانی میسراید:
💡 قیوان (در عربی: القَیوان ) نام دهستانی است در ناحیهٔ (باقُم الصَعدة)، در عزلهٔ (القیوان العالیة)، از توابع استان صَعده، در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.