لغت نامه دهخدا
قمیس. [ ق ِم ْ می ] ( ع اِ ) دریا. ج، قمامیس. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
قمیس. [ ق ِم ْ می ] ( ع اِ ) دریا. ج، قمامیس. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
دریا جمع قمامیس
💡 در دوران پس از اسلام این شهر به «شهر قومس» شهرت داشت که مرکز ایالت قومس بود.قمیس در سال ۸۵۶ میلادی بر اثر زلزله ویران شد و احتمالاً پس از آن متروکه شده است. محل این شهر باستانی اکنون شهر قمیس (بین سمنان و دامغان در استان سمنان ) نامیده می شود.
💡 مندیل هم شالی سفید یا سیاه از جنس قمیس است که طول آن به ۵۰ سانتیمتر میرسد.