لغت نامه دهخدا
( قصیبة ) قصیبة. [ ق َ ب َ ] ( ع اِ ) دسته موی پیچیده. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || میان دو پیوند نی. ( منتهی الارب ). انبوبة. ( اقرب الموارد ). ج، قصائب. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
قصیبة. [ ق ُ ص َ ب َ ] ( اِخ ) ( یوم... ) روزی است تاریخی مر عمروبن هند را بر تمیم. ( مجمع الامثال میدانی ).