لغت نامه دهخدا
( قسطرة ) قسطرة. [ ق َ طَ رَ ] ( ع مص ) نقد کردن دراهم و دینار را. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
قسطرة. [ ق ُ طَرْ رَ ] ( اِخ ) شهری است در اندلس از توابع جیان. ( معجم البلدان ).
( قسطرة ) قسطرة. [ ق َ طَ رَ ] ( ع مص ) نقد کردن دراهم و دینار را. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
قسطرة. [ ق ُ طَرْ رَ ] ( اِخ ) شهری است در اندلس از توابع جیان. ( معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاتتر سیاهرگ مرکزی(به انگلیسی: Central Venuse Catheter) قسطرهای پلیمری با عیار پزشکی است که مایعاتی چون سرم را وارد ورید میکند. کاربرد کاتتر سیاهرگ مرکزی کاتتریزاسیون یا کانولاسیون است.