لغت نامه دهخدا
( قانسوة ) قانسوة. [ ] ( اِخ ) ظاهر. از ممالیک برجی است. رجوع به قانصوة شود.
( قانسوة ) قانسوة. [ ] ( اِخ ) ظاهر. از ممالیک برجی است. رجوع به قانصوة شود.
ظاهر از ممالیک برجی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۵۱۶ سلطان قانسوه الغوری قلعه را با یک دیوار دفاعی تقویت کرد. این قلعه متعاقباً خراب شد. بخشی از این قلعه با استفاده از سنگهای غارت شده از دیگر اماکن باستانی مصر، در همان حوالی، ساخته شد. هنگامی که ویوانت دنون در سال ۱۷۹۹ از آن بازدید کرد، متوجه شد که «این بنا از مصالح ساختمانهای قدیمی ساخته شدهاست؛ و سنگهایی از مزغل از سنگهای مربوط به مصر علیا هستند که هنوز خطوط هیروگلیف مصری روی آنها هست.»
💡 سلطان قانسوه الغوری به این قلعه علاقهٔ بسیاری نشان داد و استحکامات و پادگانهای خود در اطراف قلعه را افزایش داد. هنگامی که عثمانیها مصر را فتح کردند، آنها از این قلعه به عنوان مکانی برای حفاظت استفاده کردند و در حفظ آن تلاش کردند و گردانهای پیادهنظام، سوارهنظام، توپخانه و پادگانهای مختلف در اطراف آن برای دفاع از قلعه ساختند.