فهلویه
لغت نامه دهخدا
فهلویه. [ ف َ ل َ وی ی َ / ی ِ ] ( ص نسبی، اِ ) پهلوی. مؤنث فهلوی. ( فرهنگ فارسی معین ). || کلمه یا جمله ای که به زبان پهلوی باشد. || شعری که به یکی از زبانهای محلی ایران - جز زبان ادبی و رسمی - به وزنی ازاوزان عروضی یا هجایی سروده شده و بخشی از آنها در قالب دوبیتی است. ج، فهلویات. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
(فَ لَ یِّ ) [ معر. ] (اِ. ) اشعار و ترانه هایی که به زبان ها و لهجه های محلی و روستایی سروده شده.
فرهنگ فارسی
۱ - مونث فهلوی ۲ - کلمه یا جمله ای که بزبان پهلوی باشد ۳ - شعری که به یکی از زبانهای محلی ایران ( جز زبان ادبی و رسمی ) بوزنی از اوزان عروضی هجایی سروده شده و بخشی از آنها در قالب دو بیتی است جمع: فهلویات فهلویه مثال: من که بوسسته بی لو باره جانان جه هر کی لو بدند آن ها نگیر ام.
ویکی واژه
اشعار و ترانههایی که به زبانها و لهجههای محلی و روستایی سروده شده.
جمله سازی با فهلویه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فهلویات نامی است که بر دوبیتیهای سرودهشده به گویشهای کهن نواحی فهلَو (پهلَو) اطلاق میشود. مفرد آن فهلویه معرب صورت فارسی پهلوی است. بنا بر روایت ابن مقفع نواحی فهله شامل پنج ناحیهٔ اصفهان، ری، همدان، آذربایجان و ماهنهاوند یعنی سرزمین ماد را در بر میگرفتهاست. ابن خرداذبه پهلَو یا فهلَو را شامل ری، اصفهان، همدان، دینَوَر، نهاوند، مهرگانکذک، ماسَبَذان و قزوین دانستهاست. کاربرد فهله برای سرزمین ماد به اواخر دوران اشکانی میرسد.نمونههایی از فهلویات که در متون فارسی آمده بیشتر به نواحی یاد شده منسوب است. بدین ترتیب فهلویات شامل اشعاری است که به گویشهای غربی، مرکزی و شمالی ایران سروده شدهاست.