سبقت و شتاب در کارهای نیک

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] در قرآن با دو واژه از مردم خواسته شده است تا در کار های نیک و پسندیده مشارکت فعال و سازنده داشته باشند. این دو واژه عبارتند از "سبقت" و "سرعت". بازشناسی مفهوم این واژگان در تبیین صحیح مشارکت نقش ویژ ه ای را ایفا خواهد نمود.
"سبقت" در لغت به معنای پیشی گرفتن در راه، کار، فکر و علم است. و "سرعت" عبارت است از شتاب داشتن؛ این معنی هم در اجسام کاربرد دارد و هم در کارها. نقطه مقابل آن، واژه ی " بُطء" به معنای کندی است.
سبقت در کار خیر و سرعت داشتن در آن، از صفات پسندیده به حساب می آیند اما عجله در کار ها چکار خوب باشد و چه بد، از صفات نکوهیده و ناپسند است. دلیل آن هم نکته ی لطیفی است که در معنای عجله نهفته است. راغب می گوید: «مقصود از عجله، خواستن چیزی است که هنوز موعدش فرا نرسیده است».
سرعت به معنای شتاب است. در اینجا سخن از این است که بی توجه به دیگران هر کسی خود می بایست در کار های نیک و خیر شتاب ورزد و تأنّی و مکث و درنگ نکند. وقتی گفته می شود که در کاری باید شتاب داشت، توجه به خود فرد و عملکرد او نسبت به کاری است که باید انجام دهد و در حقیقت سرعت در کار، در حوزه ی فردی مطرح می شود.
در مسابقه و پیشی گرفتن چنان که از خود واژه ظاهر است، نوعی نسبت در آن نهفته است. از این رو ارتباط نزدیکی با مسایل اجتماعی پیدا می کند. به این معنا که هر کسی می بایست خود را با دیگری مقایسه کرده و بسنجد و در کار های نیک و پسندیده بکوشد تا از دیگری سبقت گیرد. به دیگر سخن اگر دو تن می توانند کاری نیک و خیر انجام دهند، هر یک می بایست تلاش کند که زودتر از دیگری به آن اقدام کند.
کسانی که برای رسیدن به قُرب خداوند لحظه شماری می کنند؛ کسانی که ایمان به روز واپسین دارند و معتقدند که بازگشت همه به سوی خداست و بلاخره کسانی که لحظه های غفلت و کوتاهی برای جلب رضایت معبود را جایز نمی شمارند و آن را عقب ماندن از غافله ی مشتاقان معبود می دانند، همواره خواهان پیش گام بودن در این مسیر هستند.
به همین دلیل است که فرشتگان، پیامبران و بندگان صالح خدا در قرآن به این ویژگی ستوده شده اند که در کار های نیک از پیشی گیرندگانند.

جمله سازی با سبقت و شتاب در کارهای نیک

💡 در نتيجه از آنچه گذشت چند مطلب بدست مى آيد:اول اينكه، آيه شريفه دو طائفه اول را مى ستايد به اينكه ايشان در ايمان آوردن بهخدا و بر پا كردن پايه هاى دين، سبقت و تقدم داشته اند، و بطورى كه از سياق آيهاستفاده مى شود مى خواهد اين دو طائفه را بر ديگر مسلمانان با ايمان برترى دهد.

💡 و چون اين دروغ و اين افترايشان كه: (براى خداست، آنچه خودشان كراهت دارند وبراى آنها است، آنچه را دوست دارند) به منزله ادعاى سبقت و تقدم از خداى تعالى استلذا خداى تعالى به حقيقت اين پندار غلطشان و كيفر اين دروغشان تهديد كرد، و آن اين استآتش براى ايشان است و بزودى بدان سبقت خواهند گرفت. اين است معناى جمله

💡 O (( استباق )) به معناى سبقت و پيشى گرفتن دو يا چند نفر ازيكديگر است. و ((قدّ )) به معناى پاره شدن از طرفطول است.و ((لفاء)) به يافتن ناگهانى گفته مى شود.

💡 9- سبقت در حمايت از رهبران دينى، داراى ارزش است. با اينكه حضرت عيسى طرفدارانى داشت، ولى خداوند از ايمان حواريّون ستايش نموده، و اين به خاطر سبقت و صراحت آنان است. (من انصارى... نحن انصاراللّه )

💡 و اما اينكه از كلمات بعضى از اهل بحث استفاده مى شود كه خواسته اند بگويند معناىازليت سبقت و تقدم او است بر مخلوقات خود در زمانهاى غير متناهى كه در آن زمانها خبرىاز مخلوقات نبوده، اشتباهى است رسوا و خطائى است بس بزرگ، زمان كه عبارتست ازمقدار حركت متحركات كجا؟ و شركتش در ازليت خداى تعالى كجا؟!

💡 مرغ جان شهداى كربلا براى رسيدن اين كمال و شرافت، قفس تن را درهم شكستند و بهپرواز درآمدند و سبقت و مبادرت به