روزه خوری

لغت نامه دهخدا

روزه خوری. [ زَ / زِ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) روزه خوردن. عمل روزه خوردن.

فرهنگ فارسی

روزه خوردن. عمل روزه خوردن

جمله سازی با روزه خوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نان برای او خوری با روزه همسنگی کند خواب بهر او کنی کمتر نباشد از نماز