رزم دادن
مترادفها
جنگیدن، مبارزه کردن، پیکار کردن
متضادها
صلح کردن، تسلیم شدن، عقبنشینی کردن، اجتناب کردن
لغت نامه دهخدا
رزم دادن. [ رَ دَ ] ( مص مرکب ) جنگ کردن. رزم کردن. جنگیدن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
جنگ کردن رزم کردن جنگیدن
جمله سازی با رزم دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جناح روز ۱۹ سپتامبر با از دست دادن سرجوخه دیل از اسکادران ۳، نخستین تلفات رزمی خود را متحمل شد. کموکیف این اتفاق معلوم نیست.
💡 سربازان شجاع برای دفاع از خاک میهن و حفظ امنیت مرزهای کشور با تمام توان خود در برابر دشمنان بیگانه مشغول رزم دادن بودند.
💡 تاریخ باستان روایت میکند که پادشاهان بزرگ برای گسترش قلمرو و رسیدن به قدرت مطلق، سالهای طولانی را در میدانهای جنگ به رزم دادن گذراندند.
💡 تلاش برای برقراری صلح پایدار مستلزم آن است که طرفهای درگیر از رزم دادن و استفاده از زور برای حل اختلافات خودداری کنند.