رای شکن
مترادفها
تعیینکننده
فرهنگستان زبان و ادب
رأی شکن
{spoiler} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] نامزدی که خود بخت پیروزی ندارد، اما با شرکت در انتخابات بخت پیروزی نامزدی دیگر را به نفع نامزد ثالث کاهش می دهد
جمله سازی با رای شکن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مهر گسل گشت یار، عهد شکن شد حبیب اصل خطر شد دوا، رای خطا زد صلیب
💡 در جلسات تصمیمگیری که میان اعضای کمیته بر سر یک موضوع حیاتی به تساوی میرسد، معمولاً رئیس جلسه نقش رای شکن را برای حل مشکل ایفا میکند.
💡 در برخی سیستمهای انتخاباتی خاص، مقامات ارشد به عنوان رای شکن عمل میکنند تا از بروز بنبست در فرآیند انتخاب نهایی و تعیین برندگان جلوگیری شود.
💡 اگر در رایگیریهای پارلمانی تعداد آراء موافق و مخالف دقیقاً با هم برابر باشد، قانون مشخص میکند که چه کسی باید به عنوان رای شکن عمل کند.