دیر داشتن

لغت نامه دهخدا

دیرداشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) بتأخیر انداختن: مجارة؛ دیرداشتن حق کسی را. ( منتهی الارب ). امتطال، مماحجة؛ دیر داشتن وام را. || مدتی متوقف ساختن: رسولان را آنجا دیر داشته نیاید و بزودی بر مراد باز گردانیده شود. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ فارسی

بتاخیر انداختن. دیر داشتن حق کسی را.

جمله سازی با دیر داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کارگه حیرتی ورنه که داردگمان دل به بر و حسرت دیر و حرم داشتن

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز