فرهنگستان زبان و ادب
{turn signal lever} [قطعات و مجموعه های خودرو] دسته ای در سمت چپ فرمان که برای روشن کردن چراغ راهنما از آن استفاده می کنند
{turn signal lever} [قطعات و مجموعه های خودرو] دسته ای در سمت چپ فرمان که برای روشن کردن چراغ راهنما از آن استفاده می کنند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهمحض رسیدن به لغتستان، تاک و میلو با پنج عضو کابینهٔ اَزَزِ[i] جامع روبهرو میشوند و دستهجمعی به بازار کلمات میروند. در بازار، زنبور هجیکننده[j] و لافزن[k] با هم درگیر میشوند و همهچیز را به هم میریزند. با پخشوپلا شدن کلمات، مأمور اقرارگیری[l] میلو و تاک را دستگیر و زندانی میکند. در زندان، میلو با پیرزنی به نام خوفناک خفیف[m] ملاقات میکند. او برای میلو داستان اختلاف شاه اَزَز و برادرش ریاضیباز،[n] حاکم عددستان بر سر برتری کلمات یا اعداد را تعریف میکند. برادران تصمیم گرفتند از دو خواهر به نامهای احساسِ شیرین[o] و منطقِ ناب[p] برای حل اختلاف کمک بگیرند اما نتیجهٔ داوری، دو برادر را عصبانی کرد و تصمیم گرفتند خواهران را به قلعهٔ هوایی تبعید کنند. از آن زمان به بعد، در قلمرو خِرَد احساس و منطق وجود ندارد. پیرزن به میلو راه رهایی از زندان را نشان میدهد و میلو و تاک از سیاهچاله خلاص میشوند. با حضور در ضیافتی به میزبانی پادشاه، میلو از هدف خود برای آزادی احساس و منطق میگوید و اَزَز موافقت میکند. همچنین او با تمجید از لافزن، این حشره را راضی میکند تا راهنمای میلو در این سفر خطرناک باشد.