لغت نامه دهخدا
دست پرز. [ دَ پ ِ ] ( اِ مرکب ) آشی است که آرد گندم را سخت خمیر کنند و به دست ریزه کنند و در آب بریزند تا لعابدار شود و درزکام و نزله خورند. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ).
دست پرز. [ دَ پ ِ ] ( اِ مرکب ) آشی است که آرد گندم را سخت خمیر کنند و به دست ریزه کنند و در آب بریزند تا لعابدار شود و درزکام و نزله خورند. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ).
آشی است که آرد گندم را سخت خمیر کنند و به دست ریزه کنند و در آب بریزند تا لعابدار شود و در زکام و نزله خورند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آلون در سال ۱۹۶۸ معاون نخستوزیر و وزیر مهاجرت و جذب نیرو شد، و در سال ۱۹۶۹ به وزارت فرهنگ و آموزش منصوب گردید. پس از جنگ اکتبر ۱۹۷۳ ـ که اسرائیلیها به آن جنگ یوم کیپور (روز آمُرزش) میگویند ـ در دولت "اسحاق رابین وزیر امور خارجه شد. وی در سال ۱۹۸۰ زمانی که در اوج رقابت با شیمون پرز برای به دستگیری رهبری حزب کارگر بود، درگذشت.