لغت نامه دهخدا
دختر زادن. [ دُ ت َ دَ ] ( مص مرکب )فرزند مادینه بدنیا آوردن زن. مقابل پسر زادن که فرزند نرینه آوردن است. اجزاء. ( تاج المصادر بیهقی ).
دختر زادن. [ دُ ت َ دَ ] ( مص مرکب )فرزند مادینه بدنیا آوردن زن. مقابل پسر زادن که فرزند نرینه آوردن است. اجزاء. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرزند مادینه بدنیا آوردن زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از پسر زادن بر ایشان شادییی بد پیش از این شادمانیشان کنون از زادن دختر بود
💡 مادران را گه زادن رسد از مهر، پزشک خواهد آن مام پسر زاید و خواهد دختر