اعشاب

لغت نامه دهخدا

اعشاب. [ اِ ] ( ع مص ) گیاه تر رویانیدن زمین. گیاهناک شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). باگیاه شدن زمین. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). || بگیاه تر رسیدن قوم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رسیدن قوم بگیاه تر. یقال: اعشبت فانزل؛ ای اصبت العشب فانزل. ( از اقرب الموارد ). گیاه یافتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || گیاه تر چریدن شتر و فربه شدن از آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || توانگر گردیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || شتر کلانسال دادن. یقال: سئلته فاعشبنی؛ ای اعطانی ناقة مسنة. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). شتر کلانسال دادن بکسی. یقال: سئلته فاعشبنی؛ از آن سؤال کردم پس شتری پیر بمن عطا کرد. ( ناظم الاطباء ). عطا کردن عشبة، یعنی ناقه پیر به کسی. ( از اقرب الموارد ).
اعشاب. [ اَ ] ( ع اِ ) گیاههای تر. ( غیاث اللغات ). ج ِ عُشب، یعنی گیاه تر که در اوایل بهار باشد. و یکی از آن عُشبَه است. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

گیاههای تر. جمع عشب

جمله سازی با اعشاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 221 كلمه نطاف به معناى محل آب و كلمه اعشاب به معناى منطقه علف زار است.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز