خون گرفتگی
مترادفها
کبودی، خونمردگی
لغت نامه دهخدا
خون گرفتگی. [ گ ِ رِ ت َ /ت ِ ] ( حامص مرکب ) صفت خون گرفته. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
صفت خون گرفته
جمله سازی با خون گرفتگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیتی آنژیوگرافی (CTA) نوعی سیتی اسکن رایانهای است که روشی است برای تصویربرداری از عروق در سراسر بدن؛ از سرخرگهای تغذیهکنندهٔ مغز گرفته تا آنهایی که خون را به ریهها، کلیهها، دستها و پاها میرسانند. از این روش برای تشخیص میزان گرفتگی عروق استفاده میشود