لغت نامه دهخدا
خوش دوخت. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) جامه ای که دوخت آن خوب باشد. مقابل بددوخت. خوشدوز.
خوش دوخت. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) جامه ای که دوخت آن خوب باشد. مقابل بددوخت. خوشدوز.
جامه ایکه دوخت آن خوب باشد مقابل بد دوخت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپيدى سحرگاهان ديده را سحر كرد و آهنگ خوش چنگ گوش را به خود دوخت.