خلعت یافتن
مترادفها
جایزه گرفتن، پاداش گرفتن، جامه کرامت پوشیدن
متضادها
خوار شدن، رسوا شدن
لغت نامه دهخدا
خلعت یافتن. [ خ ِ / خ َ ع َ ت َ ] ( مص مرکب ) خلعت گرفتن. خلعت بدست آوردن.
فرهنگ فارسی
خلعت گرفتن خلعت بدست آوردن
جمله سازی با خلعت یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 باز در ملک غم از یافتن منصب عشق خلعت بی سر و پائی ز جنون پوشیدم
💡 در دوران پادشاهیهای گذشته، اشراف و بزرگان در مراسمهای رسمی، به دلیل خدمات ارزشمندشان، موفق به خلعت یافتن از سوی پادشاه میشدند.
💡 داستانهای تاریخی روایت میکنند که سرداران شجاع پس از پیروزی در جنگها، با دریافت عناوین افتخاری، موفق به خلعت یافتن از ملوک میگشتند.
💡 آن شاعر بزرگ پس از تالیف اثر ماندگار خود، در محضر دربار موفق به خلعت یافتن شد که نشاندهنده قدردانی ویژه از هنر او بود.