لغت نامه دهخدا
خش و خماش.[ خ َ ش ُ خ َ ] ( اِ مرکب، اتباع ) خش و خاش. خاشه. هر چیز ریز و پیز و دورافکندنی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خش و خماش.[ خ َ ش ُ خ َ ] ( اِ مرکب، اتباع ) خش و خاش. خاشه. هر چیز ریز و پیز و دورافکندنی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خش و خاش خاشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این فناوری از بیش از دو مبدل پیزوالکتریک استفاده میکند که در مکانهای مختلف صفحه قرار گرفتهاند تا انرژی لرزش (تماس) را به سیگنال الکتریکی تبدیل کنند. این سیگنال به یک پروندهٔ صوتی تبدیل میشود و سپس با پروفایلهای صوتی از پیش تهیه شده برای هر نقطه از صفحه مقایسه میشود. این سامانه بدون شبکهای از سیمها روی صفحه کار میکند. خود صفحه از شیشه خالص است که خواص اپتیک و دوام شیشه را خواهد داشت. این سیستم با خش و گرد و خاک مشکلی ندارد و دقت خوبی دارد؛ و مهمتر از همه اینکه برای فعال شدن به هیچ جزء رسانا نیاز ندارد که مزیت مهمی برای صفحه تصویرهای بزرگ است.