لغت نامه دهخدا
خرماهندی. [ خ ُ هَِ ] ( اِ مرکب ) دَوْم. ( محمودبن عمر ربنجنی ). اربه. اربو.
خرماهندی. [ خ ُ هَِ ] ( اِ مرکب ) دَوْم. ( محمودبن عمر ربنجنی ). اربه. اربو.
دوم اربه اربو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واژه خرما ریشه و بنیاد فارسی داشته و از زبانهای فارسی، به زبانهای هندی، اردو، ترکی، اندونزیایی و مالزیایی به سوی خاوری و یونانی به سوی باختری وارد شدهاست.