لغت نامه دهخدا
حسن رسی. [ ح َ س َ ن ِ رَس ْ سی ] ( اِخ ) مکنی به ابوهاشم. نهمین تن از ائمه رسی در سعدا از 426 تا 430 هَ. ق. فرمانروایی کرد.
حسن رسی. [ ح َ س َ ن ِ رَس ْ سی ] ( اِخ ) مکنی به ابوهاشم. نهمین تن از ائمه رسی در سعدا از 426 تا 430 هَ. ق. فرمانروایی کرد.
مکنی به ابوهاشم نهمین تن از ائمه رسی در سعدا فرمانروایی کرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر حال زار این دل سرگشته کی رسی عشاق حسن روی ترا خود شماره نیست