تمنا بستن
لغت نامه دهخدا
تمنابستن. [ ت َ م َن ْ نا ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) آرزو داشتن.خواهش و میل در دل پروراندن. تمناپختن:
هر دل که ز دارالثمر حسن وفا جست
سودای خطا کرد و تمنای تبه بست.بابا فغانی ( از آنندراج ).رجوع به تمنا و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
آرزو داشتن. خواهش و میل در دل پروراندن.
جمله سازی با تمنا بستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حرامم باد احرام ره فقر و فنا بستن بجز ترک تمنا گر تمنای دگر دارم