بلا انتظار

مترادف‌ها

ناگهانی، بی‌درنگ، بدون انتظار

متضادها

با انتظار، پیش‌بینی شده

لغت نامه دهخدا

بلاانتظار. [ ب ِ اِ ت ِ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + انتظار ) بدون انتظار. ( فرهنگ فارسی معین ). اتفاقاً. غیرمنتظر. نابیوسان.

فرهنگ فارسی

بدون انتظار.
بدون انتظار ٠ اتفاقا ٠ غیر منتظر ٠ نابیوسان ٠

جمله سازی با بلا انتظار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر همی داری فرح را انتظار در بلا نبود بصیرت هیچ کار

💡 چو دردمند به صحت، به انتظار بلا چو شیرخوار به پستان، به اشتیاق اجل

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران