لغت نامه دهخدا
برگ شاهی. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور. سکنه آن 358 تن. آب آن از قنات ومحصول آن غلات است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9 ).
برگ شاهی. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور. سکنه آن 358 تن. آب آن از قنات ومحصول آن غلات است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9 ).
دهی است از دهستان ماروسک بخش سرویت شهرستان نیشابور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که چندین گنج بخشیدم به شاهی وز آن خرمن نجستم برگ کاهی
💡 ای هوس شکرقناعتکنکه استغنای فقر بر سر ما چتر شاهیکرد برگکاه را