بانبشن

لغت نامه دهخدا

بانبشن. [ ب ِ ] ( اِ ) ملکه. شاه زنان. شه بانو. در کعبه زرتشت ( واقع در نقش رستم نزدیک تخت جمشید ) زنی بنام آذراناهید و عنوان بانبشنان بانبشن ( ملکه ملکه ها ) ذکر شده که ظاهراً همسر شاهپور است... اکنون مهری موجود است که برآن لقب ملکه مادر هرمزد سوم بصورت بانبشنان بانبشن به حروف پهلوی کنده کاری شده است. و رجوع به ترجمه ایران در زمان ساسانیان ص 252 و 313 شود.

فرهنگ فارسی

ملکه شاه زنان

جمله سازی با بانبشن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ریشه نام او مشخص نیست اما به نظر دارای ریشه ارمنستانی یا گرجستانی باشد. از او در سنگ‌نوشته شاپور یکم بر کعبه زرتشت به عنوان شهر بانبشن ملکه یاد شده‌است. در برخی از سنگ‌نوشته‌ها او مادر دختری به نام ورازدخت نیز بوده‌است.

💡 این واژه که در فارسی میانه در ترکیب «کدگ بانو» (کدبانو) نیز فراوان دیده می‌شود و برخلاف بانبشن ـ که ظاهراً استعمالش متروک شده و تنها در ارمنی برجای مانده است ـ با همان معانی به فارسی رسیده و کاربردش با معانی «زن و همسر»، «زن بزرگ و محترم» و «شاهبانو» ادامه یافته است.

💡 دینگ یکی از دختران بابک، شاه پارس بود؛ برادرانش شاپور، بنابراین او عنوان بانبشنان بانبشن («ملکه ملکه ها») را دریافت کرد و گمان می‌شود که او در سنگ‌نگاره تاج‌گذاری اردشیر در نقش رجب در سمت راست تصویر حضور داشته باشد. او احتمالاً مادر شاپور یکم، پسر اردشیر، بود و پس از مرگ اردشیر در سال ۲۴۲ عنوان بانبشنان بانبشن را از دست داد.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز