تلخ جوان

لغت نامه دهخدا

تلخ جوان. [ ت َ ج َ ] ( اِ مرکب ) زهر و سم و مرگ. ( ناظم الاطباء ). و در بیت زیر از نظامی مقصود، زَهرِه کیسه صفراست:
تلخ جوانی یزکی در شکار
زیرتر از وی سیهی دُردخوار.نظامی.رجوع به تلخ خوان و رجوع به مخزن الاسرار نظامی چ وحید ص 51 شود.

فرهنگ فارسی

زهر و سم و مرگ.

جمله سازی با تلخ جوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خصوصیت کار فیلمسازان این جنبش سبک بصری دقیق و تأکید بر روی جوانان بیگانه شده و به حاشیه رانده شده در دوره فرانسوا میتران است. تم‌هایی چون سرنوشت عشقی تلخ، افراد جوان دور از خانواده و دیدگاه تلخی نسبت به پلیس در آثار این افراد دیده می‌شود. در آثار این افراد از مترو به عنوان استعاره‌ای بر جهانی زیرزمینی بسیار استفاده شده است.

💡 در نگاه اول، زندگی تلخ و محنت بار دو جوان فقیر که ناچارند گاوی را به شمال شهر برسانند، ایده‌ای تکراری، نخ نما و کلیشه‌ای به نظر می‌رسد، اما فیلمساز به ویژه در مرحله اجرا، با مهارت این موقعیت فاقد فراز و نشیب‌های دراماتیک را برای تماشاگر دیدنی و کنجکاوی‌برانگیز می‌کند.

💡 پيرمرد، هيكل درشت و چهار شانه داشت. دست پسر نوجوانش را گرفته بود واز دور مىآمد. نوح عليه السلام كه او را ديد، خاطراتسال هاى دور در ذهنش زنده شد. اين پيرمرد چهره آشناى آنسال ها بود.همان سال هايى كه جوان بود. با ديدنش ده ها خاطره تلخ به ذهن نوح عليهالسلام هجوم آورد؛ اما در آن سال ها، يك اتفاق برايش بيش تر دردناك بود.

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز