عق زدن

لغت نامه دهخدا

عق زدن. [ ع ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) به دل آشوبه مبتلی شدن. استفراغ کردن. حال تهوع یافتن یا حال استفراغ داشتن. اشکوفه افتادن بر کسی. || گاهی زنان برای نشان دادن انزجار و نفرت خود از چیزی گویند:عق زدم یا داشتم عق میزدم. ( از فرهنگ لغات عامیانه ). رجوع به عق و عق شدن و عق گرفتن و عق نشستن شود.

فرهنگ فارسی

به دل آشوبه مبتلی شدن استفراغ کردن عقش خم دادن چوب را

جمله سازی با عق زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تشخیص بالینی لارنگومالاسی می‌تواند اساساً بر مبنای علائم بیماری به صورت استریدور دمی که با تغذیه، آشفتگی و گریه یا به پشت خوابیدن کودک تشدید می‌شود باشد. شرح حال دقیق تر بیمار بایستی شامل شرایط بدو تولد (شامل سن حاملگی و نیاز به انتوباسیون بدو تولد)، آنومالی‌های ژنتیکی یا مادرزادی، علائم تنفسی و فاکتورهای تشدیدکننده آن، و مشکلات تغذیه ای شامل عقب افتادگی رشد، خفگی یا عق زدن، علائم رفلاکس یا عفونت‌های ریه مکرر باشد.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز