رجما

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی رَجْماً: سنگباران کردن کسی ( ودر عبارت"رَجْماً بِـﭑلْغَیْبِ " گویا مراد از غیب غایب باشد، یعنی قولی که معنایش از علم بشر غایب است و گوینده اش نمیداند راست است یا دروغ، آنگاه چنین گوینده ای را به کسی تشبیه فرموده که میخواهد با سنگ کسی را بزند، خم میشود چیزی...
ریشه کلمه:
رجم (۱۴ بار)
«رجم» در اصل، به معنای «سنگ، یا پراندن سنگ» است، سپس به هر نوع تیراندازی اطلاق شده است، و گاه به معنای کنایی «متهم ساختن» یا «قضاوت به ظن و گمان» استعمال می شود. و در اصل از «رجام» (بر وزن کتاب) جمع «رجمة» (بر وزن لقمه) به معنای قطعه سنگی است که روی قبر می گذارند، و یا بت پرستان گرد آن می گردند. و نیز «رجم» به معنای زدن با سنگ، تا سر حدّ قتل است (سنگسار) و گاه نیز به معنای قتل به هر شکل و هر نوع باشد آمده است; زیرا کشتارشان با سنگ بوده.

جمله سازی با رجما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گـر چـه در جـمـله هـاى فـوق قـرآن بـا صـراحـت تـعـداد آنها را بيان نكرده است، ولى ازاشـاراتـى كـه در آيـه وجـود دارد مـى تـوان فـهـمـيـد كـهقـول سـوم هـمـان قـول صـحـيـح و مـطـابـق واقـع اسـت، چـرا كـه بـهدنبال قول اول و دوم كلمه رجما بالغيب (تير در تاريكى ) كه اشاره به بى اساس بودنآنـهـا اسـت آمـده، ولى در مـورد قـول سـوم نـه تنها چنين تعبيرى نيست، بلكه تعبير بگوپـروردگـارم از تـعـداد آنـهـا آگاهتر است و همچنين تعداد آنها را تنها گروه كمى مى دانندذكـر شـده اسـت كـه ايـن خـود دليـلى اسـت بـر تـايـيـد ايـنقـول و در هـر حـال در پـايـان آيـه اضـافـه مـى كـنـد در مـورد آنـهـا بـحـث مـكـن جـز بـحـثمستدل و توأ م با دليل و منطق (فلا تمار فيهم الا مراء ظاهرا).

💡 سيقولون ثلاثه رابعهم كلبهم و يقولون خمسه سادسهم كلبهم رجما بالغيب ويقولون سبعه و ثامنهم كلبهم قل ربى اعلم بعدتهم ما يعلمهم الاقليل فلا تمار فيهم الا مراء ظاهرا و لا تستفت منهم احدا (832) بزودى خواهندگفت جمعى كه: اصحاب كهف سه مرد چهارم ايشان سگ ايشان بود، و خواهند گفت: پنج مردششم ايشان سگ ايشان بود، مى اندازند به گمان خود سخن را بسوى امرى كه غايب استاز ايشان و علمى به آن ندارند، و خواهند گفت كه: هفت نفر بودند و ايشان سگ ايشان بود،بگو: پروردگار من داناتر است به عدد ايشان، نمى داند عدد ايشان را مگر اندكى ازمردم، پس مجادله مكن با مردم در باب ايشان مگر مجادله ظاهرى كه آنچه وحى به تورسيده است به ايشان بگوئى و استفتا و سؤال مكن در باب احوال اصحاب كهف از احدى از ايشان يعنى يهود و نصارى.