فرهنگستان زبان و ادب
{linear transformation} [ریاضی] ← عملگر خطی
{linear transformation} [ریاضی] ← عملگر خطی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این تانسور انحنا «میزان ناجابجا بودن مشتق هموردا» را سنجیده و لذا مانع انتگرالپذیری برای وجود یک ایزومتری با ساختار فضای اقلیدسی است (در این بستر به آن فضای تخت گفته میشود). به تبدیل خطی
💡 پس از گذراندن تمام نقاط از یک تبدیل خطی می تواند به طور کامل متفاوت باشد. به طور خاص، یک مجموعه از همسایه ها برای یک نقطه می تواند
💡 تابعیهای خطی اولین بار در آنالیز تابعی، یعنی مطالعه فضاهای برداری توابع، پدیدار شدند. یک مثال رایج از تابعی خطی انتگرال است: تبدیل خطی که توسط انتگرال ریمان تعریف شدهاست
💡 اگر بتوان آن را با تبدیل آفین توصیف کرد، تغییر شکل را تغییر شکل آفین مینامند. چنین تبدیلی از یک تبدیل خطی (مانند چرخش، برش، گسترش و فشردهسازی) و یک انتقال جسم صلب تشکیل شده است. به تغییر شکلهای آفین، تغییر شکلهای همگن نیز میگویند.
💡 در این حالت نیز، باز با یک تبدیل خطی روبرو هستیم، باید روندی که در بالا برای مثلث توضیح داده شد را گسترش داد و آن را با توجه به چهاروجهی برای انتقال نقطهای مانند
💡 انتقال، تجانس، تشابه و چرخش نمونههایی از تبدیلهای همگر هستند. همچنین هر تبدیل خطی یک تبدیل همگر است، با این وجود هر تبدیل همگری خطی نیست.