بی مرادی

لغت نامه دهخدا

بی مرادی. [ م ُ ] ( حامص مرکب ) ناکامی. نامرادی:... و سببی دیگر آنستکه طبیب را پیوسته سخن درد و بیماری وقی و اسهال... باید شنید و آنرا جواب خوش باید داد.این همه انواع بی مرادی است و کسی را که چندین بی مرادی باید کشید اگر بیمار نشود عجب باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و تشنگان تموز بی مرادی. ( سندبادنامه ص 6 ).
باز خوشیها در فعل و اختیار است دلیل بر آنکه لفظ جبر در بی مرادی مستعمل بود. ( کتاب المعارف ).
نیست چون کار بر مراد کسی
بی مرادی به از مراد بسی.نظامی.گر مرادت را مذاق شکر است
بی مرادی بی مراد دلبر است.مولوی.هر که را برگ بی مرادی نیست
گو برو گرد کوی عشق مگرد.سعدی ( بدایع ).بر جوربی مرادی و درویشی و هلاک
آنرا که صبر نیست محبت نه کار اوست.سعدی.دل از بی مرادی بفکرت مسوز
شب آبستن است ای برادر بروز.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

ناکامی. نامرادی.

جمله سازی با بی مرادی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به نزد عقل مراد دلست حاصل عمر ز بی مرادی دل عمر جز هبا نبود

💡 پس گفت: سبحان آن خدایی که لطف خود در بی کامی و بی مرادی تعبیه کرده است.

💡 دل از بی مرادی به فکرت مسوز شب آبستن است ای برادر به روز

💡 هر که را برگ بی مرادی نیست گو برو گرد کوی عشق مگرد

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
طلعت پاشا یعنی چه؟
طلعت پاشا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز