لغت نامه دهخدا
بزرگ جثه. [ ب ُ زُ ج ُث ْ ث َ / ث ِ ] ( ص مرکب ) عظیم الجثه. جسیم. تناور. ضخم. ( ناظم الاطباء ).
بزرگ جثه. [ ب ُ زُ ج ُث ْ ث َ / ث ِ ] ( ص مرکب ) عظیم الجثه. جسیم. تناور. ضخم. ( ناظم الاطباء ).
بزرگ تن، تنومند، تناور.
( صفت ) آنکه دارای جثه ای بزرگ باشد جسیم تناور عظیم الجثه بزرگ تن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این پرنده یکی از بوتیمارهای بزرگ جثه است و نقش و نگارهایی قهوهای، نخودی و سیاه رنگ که در ناحیهٔ گلو کمرنگتر میشود، بدنش را پوشانده است. این پرنده در تالابهایی با پوشش گیاهی ضخیم و در میان نیها آشیان کرده و خود را از دید انسان پنهان نگاه میدارد. همچنین این پرنده تا حدودی نیز شبفعال است.
💡 آکیتا اینو (ژاپنی: 秋田犬) یکی از نژادهای سگِ بزرگ جثه است و اصالتش به مناطق کوهستانی شمال ژاپن برمیگردد. در حال حاضر دو گونه جداگانه از این سگ در دنیا وجود دارد: گونه ژاپنی که معمولاً به نام آکیتا اینو شناخته میشود و گونه آمریکایی که به آکیتا یا آکیتای آمریکایی معروف است.
💡 خود اشخاص را به جاى اعمالشان وزن مى كنند؛ از ((عبيدبن عمير))نقل شده است كه مى گويد: ((يؤ تى بالرَّجلالطَّويل العظيم فلا يزن جناح بعوضةٍ)) يعنى در آن روز، افراد بزرگ جثه اى را مىآورند كه در ترازوى سنجش به اندازه بال مگسى وزن ندارند.