ماج و موج
مترادفها
هیاهو، آشفتگی، بلوا، جنجال
متضادها
آرامش، سکون، نظم
لغت نامه دهخدا
ماج و موج. [ ج ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) بر وزن قاج و قوج، بمعنی بوس و لوس باشد یعنی بوسیدن و لیسیدن چنانکه گربه کند بچه خود را. ( برهان ). بوس و لوس مانند گربه که بچه خود را هم می بوسد و هم می لیسد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماچ و موچ شود.
فرهنگ فارسی
بوسیدن و لیسیدن ( چنانکه گربه کند بچ. خود را ) بوس ولوس.
جمله سازی با ماج و موج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماه را در فارسی ماج و ماس و مج و مهیر نیز گفتهاند. صورتهای این واژه در زبانهای ایرانی کهنتر مانگ بوده است. در ادبیات عرفانی همچنین گوهر شبچراغ کنایه از ماه است.