التمش

لغت نامه دهخدا

التمش. [ اَ ت َ م ِ ] ( اِ ) ترکی و بمعنی فوج پیشین است. فوجی که میان هراول و سردار باشد. || عدد شصت. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
التمش. [ اَ ت َ م ِ ] ( اِخ ) شمس الدین ( 607 - 633 هَ. ق. ) بزرگترین پادشاه ازسلسله ممالیک و اولین سلسله ایست که قبل از دوره مغول بر هندوستان حکومت کردند. التمش، ناصرالدین قباجه حکمران سند را مغلوب کرد و حاکم بنگاله را بشناختن سیادت سلاطین دهلی واداشت و درخواست یلدز را در احیای دولتی که خوارزمشاه آنرا در غزنه از میان برده بودرد کرد... ( تاریخ طبقات سلاطین اسلام ص 265 و 268 ).

فرهنگ فارسی

ترکی و بمعنی فوج پیشین است

جمله سازی با التمش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از دیگر حاکمان مهم این خاندان رضیه است؛ او نخستین سلطان زن مسلمان در شبه قاره هند و دختر سلطان شمس‌الدین التمش بود که از ۶۳۴ ق/ ۱۲۳۶ م تا ۶۳۷ ق/ ۱۲۴۰ م در دهلی فرمانروایی داشت.

💡 گر چه حملات مغول، به مدت چند سال موجب بروز ناآرامی‌ها و تشویش‌های شدیدی در هند بود ولی از حسن اقبال آنان، مغول‌ها مدت طولانی در منطقهٔ سند باقی نماندند. التمش همچنان با قدرت به حکومت خود بر تمامی مناطق واقع در شمال کوههای «ویندها» ادامه می‌داد و خلیفهٔ بغداد مستنصر بالله (۶۲۳ ـ ۶۴۱ ق / ۱۲۲۶ ـ ۱۲۴۲ م) نیز این نخستین دولت اسلامی هند را تأئید کرد و طی فرمانی، فرمانروائی منطقه را به التمش داد.

💡 در سدهٔ هفتم شاعری به نام ملک تاج الدین دهلوی متخلص به «ریزه» متوفی بعد از ۶۶۴ هجری قمری ظهور کرد که در عهد سلطان التمش و فرزندش رکن‌الدین، شاعر دربار و دبیر مملکت بود. بیشتر قصایدش به زبان شیرین و ساده و روان و از تصنع و تکلف عاری است.

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز