عنبر فکن

لغت نامه دهخدا

عنبرفکن. [ عَم ْ ب َ ف َ / ف ِ ک َ ] ( نف مرکب ) عنبرفکننده. آنکه عنبر بیفکند. آنکه عنبر بیندازد:
گاوی کنند و چون صدف آبستن اند لیک
از طبع گوهرآور و عنبرفکن نیند.خاقانی.- گاو عنبرفکن؛ ماهی عنبر. عنبرماهی:
گاو عنبرفکن از طوس به دست آرم لیک
بحر اخضر نه به عمان به خراسان یابم.خاقانی.گاو عنبرفکن برهنه تن است
خر بربط بریشمین افسار.خاقانی.

فرهنگ فارسی

عنبر فکننده آنچه عنبر بیفکند

جمله سازی با عنبر فکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاو عنبر فکن از طوس به دست آرم لیک بحر اخضر نه به عمان به خراسان یابم

💡 گاوی کنند و چون صدف آبستنند لیک از طبع گوهر آور و عنبر فکن نیند

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز