زوالی

مترادف‌ها

زوال، سقوط، اضمحلال

متضادها

تعالی، پیشرفت، رشد

لغت نامه دهخدا

زوالی. [ زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان کازرون است که 134 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

دانشنامه عمومی

زوالی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کازرون در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان بلیان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۳۴ نفر ( ۱۲۱خانوار ) بوده است.

جمله سازی با زوالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تو ذرهٔ حقیری واز آفتاب عرفان گر تو شرف پذیری خورشید بی زوالی

💡 میم دهنت عین جمل است و مباد آنک در عین جمال تو رسد عین زوالی

💡 سر برهنه ی خورشید را زوالی نیست ز شمع پرس که چون تاج می خورد سر را

💡 هر که در دایره ساده دلان نیست چو ماه دل نبندد به کمالی که زوالی دارد

💡 مغرور به حسن خویش زنهار مشو زان رو که همه چیز زوالی دارد

💡 تو خورشیدی و جان‌ها سایه تو نه چون خورشید گردون در زوالی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران