دشمن مال

لغت نامه دهخدا

دشمن مال. [ دُ م َ ] ( نف مرکب ) دشمن مالنده. مغلوب کننده دشمن. عدومال:
خسرو شیر دل پیل تن دریا دست
شاه گرد افکن لشکر شکن دشمن مال.فرخی.ای جهاندار بلند اختر پاکیزه گهر
ای مخالف شکر رزم زن دشمن مال.فرخی.بروز بزم ز بهر ویند دوست نواز
بروز رزم ز بهر ویند دشمن مال.سوزنی.به کف راد دهی مال خویش را مالش
تراست مال مگر دشمن و تو دشمن مال.سوزنی.

فرهنگ فارسی

دشمن مالنده. مغلوب کننده دشمن.

جمله سازی با دشمن مال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاشق مالست حرص و دشمن مالست می مال دشمن را به سعی باده دشمن مال کن

💡 به دست دوست بسای و به پای دشمن مال به گوش نوش نیوش و به چشم حشمت بین

💡 بکف راد دهی مال خویش را مالش تر است مال مگر دشمن و تو دشمن مال

💡 نماند در دل دریا و کان زر و گوهر ز بسکه دشمن مال است شاه دشمن مال

💡 نه منصبتان گذارد نه ز رو مال که او خود دشمن مال است و آمال

دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز