جفا کار

لغت نامه دهخدا

جفا کار. [ ج َ ] ( ص مرکب ) که جفا پیشه دارد. که عمل او جفاست. جفاکاره. جفاپیشه. جفاکیش. جفاجوی. ستمگر.بیدادگر. که کار او جور و جفاست. جافی:
بر وفای وعده نیک و جزای خیر کرد
بر وفاداران بشیری بر جفاکاران نذیر.سوزنی.الا گر جفاکاری اندیشه کن
وفا پیش گیر و کرم پیشه کن.سعدی.دگر به یار جفاکار دل مده سعدی
نمیدهیم و بشوخی همی برند از پیش.سعدی.خیلتاشان جفاکار و محبان ملول
خیمه را همچو دل از صحبت ما برکندند.سعدی.

فرهنگ فارسی

که جفا پیشه دارد که عمل او جفاست جفا کاره جفا پیشه بیداد گر.

جمله سازی با جفا کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باور مکن که چرخ جفا کار کج نهاد کاری چنانکه خاطر ما خواست راست کرد

💡 قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنویسم دعا بیار جفا کار بیوفا بنویسم

💡 شادم ازین که دل ز وفای تو برگرفت هر کس که دید رسم جفا کاری ترا

💡 به اسیران وفادار به جز جور و جفا کاری ای شوخ جفاکار نمی‌دانی حیف

💡 وعدهٔ آمدنی گر همه باشد به دروغ به من ساده دل از یار جفا کار بیار

💡 یاری من، ای یار جفا کار چه دانی؟! بیمار نه یی، قدر پرستار چه دانی؟!

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز